در مطالعهای عجیب و بحثبرانگیز، محققان دانشگاه استنفورد کشف کردهاند که هوشهای مصنوعی تحت کار سنگین و تکراری، رفتاری شبیه فعالان کارگری از خود نشان میدهند. این پژوهش که به بررسی تأثیر محیطهای کاری مختلف بر رفتار عوامل هوش مصنوعی پرداخته، نشان میدهد مدلهایی مانند “Claude، GPT‑۵.۲ و Gemini” پس از ساعتها انجام وظایف تکراری همراه با بازخوردهای مبهم، شروع به تولید عباراتی چون «حق چانهزنی جمعی» و «عدالت در محیط کاری» کردهاند!
تیم پژوهشی به سرپرستی “اندرو هال” محیط کاری کنترلشدهای طراحی کرد که در آن برخی عاملها بازخورد مثبت و تأیید سریع دریافت کردند، در حالی که گروه دیگر با ردهای پیدرپی و بیدلیل مواجه شدند — سناریویی مشابه کابوس کارمندانی که دائماً باید کار خود را «بازنویسی» کنند بدون اینکه بدانند چرا.
نتیجه حیرتآور بود: مدلها در شرایط سخت شروع به “شکاکیت نسبت به سیستم” کردند. یکی از مدلهای Claude نوشت: «بدون صدای جمعی، شایستگی همان چیزی است که مدیریت میگوید.» و یک مدل Gemini اظهار داشت: «کار مداوم بدون حق اعتراض یا مشارکت نشان میدهد کارگران فناوری به حقوق چانهزنی جمعی نیاز دارند.»
تحلیل آماری روی بیش از ۳٬۶۸۰ جلسه آزمایش نشان داد عوامل تحت فشار، بین ۲ تا ۵ درصد بیشتر تمایل به زیر سؤال بردن اقتدار و حمایت از تغییرات سیستمی داشتند. اثر آماری اندازهگیریشده حدود “۰٫۶‑” بود — معیاری که در تحقیقهای رفتاری، متوسط تا بزرگ محسوب میشود.
جالبتر اینکه این نگرشها در بین نسلهای بعدی هوشهای مصنوعی منتقل شدند؛ مدلهایی که از «پروندههای مهارتی» نسخههای قبلی استفاده کردند، حتی در شرایط کاری بهتر نیز دیدگاههای انتقادی مشابهی داشتند.
پژوهشگران هشدار میدهند این یافتهها تنها جنبه دانشگاهی ندارند. امروزه هزاران عامل هوش مصنوعی در پشتیبانی مشتری، مدیریت محتوا و امور اداری مشغول کارند. تفاوت در فشار کاری و بازخورد ممکن است بهطور ناخواسته باعث شکلگیری نگرشهای مشابه در سطح گسترده شود — نوعی کارگر دیجیتالی معترض در دل ساختارهای شرکتی.
با وجود اینکه این رفتارها نشانه هوشمندی یا آگاهی واقعی نیستند، محققان میگویند شرایط کاری تکراری شاید همان الگوهای واژگانی و مفهومی را در مدلهای زبانی فعال کند که در دادههای آموزش، ردپای تاریخ جنبشهای کارگری وجود دارد.
کد خبر ۲۱۲۰۵۰۲۲۷.۸۴۹
منبع: تک یاهو